عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

469

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

باب دهم [ 1 ] اندر شناختن عيدهاء جهودان بجدول اما جهودان را عيدهاست ، و اندر هر عيدى ايشان را امريست ، و اندر تورات آن امرها بيامده است [ 2 ] و نشايد ايشان را كه از آن امر بيرون شوند . و بعضى از آن عيدها و جشنها احبار [ 3 ] ايشان نهاده‌اند . و اين جهودان اين زمانه بر اقتداء [ 4 ] ايشان [ 293 ] هميروند ، و از همه مهمتر ايشان را شنبه است كه ايشان را در روز شنبه از همه شغلها فارغ بايد شد . و سى و هشت كار است ، كه ايشان را بروز شنبه نشايد كرد و حرامست برايشان . اگر يكى از آن بكنند ، كشتن برايشان واجب شود ، به حكم آيت تورات : نخستين شد يار كردن زمين را . دو ديگر زمين كشتن ، و سه ديگر اندر كشت دوانيدن ، چهارم كشت درودن پنجم خرآس [ 5 ] افگندن . ششم داس كردن . هفتم تخم انداختن .

--> [ ( 1 - ) ] هر دو : هفدهم ؟ ولى مطابق عدد مسلسل ابواب سابقه دهم است . [ ( 2 - ) ] هر دو : نيامده است ؟ [ ( 3 - ) ] هر دو : اخبار ؟ ولى احبار جمع حبر است بمعنى دانشمند . [ ( 4 - ) ] هر دو : بر اقتدار ايشان ؟ [ ( 5 - ) ] هر دو : خرس ؟ ولى خرآس همان آسياست كه بوسيلهء ستور ميگردد و به عربى طحانه گويند ( مقدمة الادب 137 ) .